malekian2   

هرجا سخن از مولانا برود سرو كله آدمهايي كه از چارچوب زيستن در قاب هاي نوين خسته اند وبه دنبال خرق عادتند پيدا مي شود بخصوص اگر مولانا شناسش مصطفي ملكيان باشد.كيپ تا كيپ آدم نشسته است تا رازگشايي استاد را به گوش جان نيوش كند.

همایش” پرسش های انسان روزگار ما از مولانا” از تاریخ 4/7/1392  توسط موسسه ی فرهنگی سروش مولانا در سالن ايوان شمس به سخنرانی استاد مصطفی ملکیان آغاز شده است. استاد مقدماتی برای شروع این درس گفتارها عرضه کردند که می توان آن ها روايت كرد.شكي نيست كه اين روايت ريزشهايي نسبت به مطالب اصلي عرضه شده دارد كه پيشاپيش هم از استاد و هم از خوانندگان و از شخص جناب مولانا عذرخواهي مي كنم.

 در ابتدا ایشان بهمفهوم “مرید بودن”  پرداختند و آن را با طراز اخلاق مغاير دانستند. از آنجا كه ” اخلاق ” بر مبناي آزادي انسان شكل مي گيرد و مريد بودن اين عنصر ارزشمند را از وي بازميستاند مريد بودن نه تنها نمي تواند توليد يك سازمان اخلاقي كند بلكه به واسطه كنار گذاشته شدن اختيار به اخلاق حد اقلي نيز ضرباتي وارد مي آورد.

ايشان سپس به سه رویکردی که انسان جدید می تواند نسبت به میراث تاریخی داشته باشد اشاره نمودند. همچنین تاکید داشتندكه از حسن هاي مهم  این جلسات طرح سوالات نو از منابع قدیمی است چرا كه در اين مواجهات است كه سنت پاسخهاي موجود در چنته خويش را بروز داده يا در پاسخگويي خود را به روز مي كند.به همين دليل در اين جلسات بیشتر تمرکز روی پرسشگري خواهد بود چرا که خوب پرسیدن نیمی از دانش است پرسشهايي كه محور اصلي آنها حقوق بشر، اخلاق جهانی و عقلانیت بوده تا درتضارب اين مفاهيم با متن افكار مولانا محصول كاربردي براي جامعه بدست بيايد.

استاد ملكيان معتقدند پاسخ هاي لازم مي بايست از خود نويسنده اخذ گردد و بافته هاي ذهني خود را به نحوي به افكار متفكرين متقدم خود نسبت دادن و حرف خود را در دهان آنان فرونهادن گرهي از كار گره خورده مان نخواهد گشود.ايشان در بخش ديگري از سخنانشا در خصوص وحدت نظر احتمالي عرفا اظهار مي دارند:

در واقع عارف بودن عامل لازم و کافی برای هم رای بودن عرفا در موارد مختلف نیست. ایشان متدی را برای پاسخ گویی به سوالات نیز ذکرنمودند وعنوان داشتند:دلیل پرسش ما از میراث گذشتگان از جمله آثار مولانا حل مسائل نظری و مشکلات عملی خودمان است مشكلاتي كه امروز رخ نموده و شايد بتوان در انديشه هاي متقدمين پاسخي بومي و كاربردي برايشان يافت. سپس با اشاره به اهميت عقلانيت در جامعه امروزي و معيار بودن آن در گره گشايي از معضلات پيچيده فكري جامعه ايشان به نقد عرفان و سينه چاكان آن پرداختند كه با رفتارهاي خود در صدد تقليل جايگاه عقلانيت در انديشه عرفاي برجسته و سقوط مخاطب از درك عقلاني قله هاي فكري عرفا هستند.طرح سوالات نوين از بيت بيت ني نامه فضاي بسيار نويني را در مواجهه با مقدمه دفتر اول مثنوي ايجاد نمود و به طور عمومي در جلسات اول و دوم به شرح مقدمه و ایجاد پرسش از مولانا پرداخته شد اما جلسه ی سوم به تشريح نظريات استاد ملكيان در حوزه نگاه مولانا و عرفا به ساحا هستي شناسانه انسان اختصاص داشت.

ایشان بعد از ذکر کردن ساحت بدن (جسم) به ساحت ذهن اشاره کردند وعنوان داشتند: مراد از ذهن ساحت آگاهی آدمی است. سپس به بیان و تشریح دو ساحت نفس و روح پرداختند و تشریح روح را با كمك گرفتن از آیین دائو مورد بررسی قرار دادند. از نظر ملكيان  سه ساحت جسم، ذهن و نفس ، ساحت های تفرد آدمیان است که آنها را از یکدیگر متمایز می نماید در حالی که ساحت روح ساحت وحدت آدمیان است كه مايه پيوندشان با يكديگر است .شرح مفصل تري از اين جلسات را در نوشته هاي بعدي با شما در ميان خواهم نهاد.

شرح اي هجران و اين خون جگر                         اين زمان بگذار تا وقت دگر

   صبورا قوامي